على محمدى خراسانى

391

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

2 . گاهى امتثال اوّل ، علّت تامّهء حصول غرض و سقوط امر نيست و هنوز مولى به هدفش نرسيده است ؛ « 1 » در اينجا گاهى تكرار ، لازم است و گاهى جايز و بلامانع است . مثال : شخصى بدون اذان و اقامه و با غفلت و نسيانِ آنها وارد نماز شد تا زمانى كه به حدّ ركوع نرسيده است ، اگر متذكّر و ملتفت شد مىتواند نماز را قطع كرده و با اذان و اقامه استيناف كند ، و هكذا اگر به فرادى مشغول است و جماعتى برپا شد ، و هكذا اگر به سوره‌اى مشغول است و سورهء بافضيلت‌ترى را شروع كرد ، در تمام اينها هنوز غرض اقصى حاصل نشده لذا تبديل به احسن و اتيان به فرد ديگر مشروع ، بلكه راجح است . يا مثلًا مولايى به منظور وضو گرفتن يا آشاميدن ، مقدارى آب طلب مىكند و عبد آب را مىآورد ، يا چاى مىطلبد و عبد مىآورد ؛ در اينجا آب گاهى زمين مىريزد يا مولى عمداً يا در اثر عصبانيّت آن را زمين مىريزد ، يا در اثر اشتغال ، آب خنك گرم مىشود و چاى گرم سرد مىشود ؛ در اينجا به حكم عقل و عرف اتيان دوباره لازم است و بايد آب يا چاى را عوض كند . ولى گاهى آب اوّل كما كان موجود است و محذورى پيش نيامده است ، ولى هنوز مولى با آن آب وضو نگرفته و يا از آن نياشاميده است . در اينجا عبد مىتواند ليوان ديگرى آورده و كنار آن بگذارد تا مولى از هركدام خواست استفاده كند ( انضمام ) ، يا اوّلى را ببرد و ليوان ديگرى بياورد ( تبديل ) ، آن هم چه تبديل به احسن نمايد و چه تبديل به مثل نمايد ، در هر حال تكرار و اتيان دوباره جايز است . همان‌طور كه از اوّلِ امر و قبل از اتيان ، مخيّر بود هركدام از دو ظرف آب را بياورد ، يا هر دو را با هم در يك دفعه بياورد . پس بستگى دارد كه غرض اقصى حاصل بشود يا حاصل نشود . « 2 »

--> ( 1 ) . البته تعبير به امتثال مسامحه دارد ، زيرا هر امتثالى موجب سقوط امر خود است . بهتر بود به جاى امتثال تعبير به ايتان مىشد . ( 2 ) . مىتوان مطلب را به شيوهء ديگرى هم مطرح ساخت كه شايد بهتر باشد و آن اين‌كه : در مواردى كه امر به طبيعت بار مىشود و مطلوب مولى ايجاد طبيعت است ، دو احتمال وجود دارد : 1 . مطلوب صرف الوجود طبيعت است ، يعنى هدف ايجاد شىء و خروج آن از ظلمت عدم به نور وجود است و تكرار ، مطلوب نيست . قانون صرف الشىء اين است كه به اوّل ، وجود صدق مىكند و قابل تنبيه و تكرار نيست ؛ بر اساس اين مسلك ، اتيان دوباره معنا ندارد و مجالى براى آن نيست ؛ 2 . مطلوب ، مطلق الوجود طبيعت است و مطلق الوجود ، هم بر وجود اوّل صادق است و هم بر وجود دوّم و صدم و هزارمِ طبيعت . اگر به اين نحو مطلوب باشد ، تكرار بلامانع است و اگر تكرار كرد به تمام آنها امتثال صدق مىكند .